شاید تا قبل کرونا. درصد عمدهای از خریدهای ما بصورت فیزیکی و حضوری انجام میشد و خب تقریبا نگرانی در طی پروسه خرید وجود نداشت. فروشنده رو میدیدیم. کالا رو میدیدیم و پول رو پرداخت میکردیم. و خب همون لحظه هم کالامون رو تحویل میگرفتیم و با خوشحالی دست همسر یا فرزندمون رو میگرفتیم و میرفتیم خونه.
اما با اومدن کرونا درصد عمده ای کسب و کارهایی که حتی فکرشو هم نمیکردن روزی آنلاین بشن به راه اندازی وبسایت و یا حداقل پیجهای اینستاگرامی روی آوردن و طی یک فرایند خیلی فشرده حجم عظیمی از کسب و کارهای آنلاین شدند ... اصلا بزارید از اصل منبع نقل کنم:
تهران- ایرنا- کسب و کارهای اینترنتی در ماههای اخیر به سرعت رشد کردهاند، به طوری که ارزش معاملات الکترونیکی در نیمه نخست سال ۱۳۹۹ به مقدار ۲۸۴ درصد افزایش یافته است؛ مدیر پایش تجارت الکترونیکی میگوید: شیوع کرونا، سهولت دسترسی و عدم نیاز به سرمایه اولیه بالا از مهمترین دلایل استقبال از این کسب و کارهاست. (لینک مطالعه بیشتر)

(اگر دارید این مقاله رو میخونید همین الان شما هم میدونید مشکل چیه) مشکل عدم وجود سیستمیه که بتونه به وب سایت ها اعتبار بده. اعتباری واقعی نه یک پیش فیلتری که یک بار در کل عمر یک بیزینس انجام میشه. الان بیشتر توضیح میدم:
اگر کمی توی گوگل جستجو کرده باشید، کلی لینک و مقاله پیدا میکنید که راه هایی به شما معرفی میکنند که چطوری میشه به یک کسب و کار اعتماد کرد چیزایی مثل:
ببینید دوستان اینا خوبه، بد نیست. شاید مورد آخری بهترین گزینه برای بررسی اعتبار باشه، اما نه کافیه. نه الزاما اعتبار یک کسب و کار رو تایید میکنه.
ببینید دوستان، بررسی HTTPS، نماد اعتماد و چیزای دیگه زیاد ایده بدی نیست. اما راستش رو بخواید واقعا کمکی به شما نمیکنه، پروسه تهیه نماد اعتماد الکترونیک اینطوریه که شما میری درخواست میدی. اونا احراز هویتت میکنن. زنگ میزنن بهت مدارکت رو میگیرن و بعدم تایید میکنن. بعد اون هیچ کاری با شخص مالک نماد ندارن! طرف اصلا کل ماهیت سایتش رو هم عوض کنه و بجای لباس، خیار هم بفروشه کسی متوجه نمیشه! فرایند شکایت از طریق enamad هم تقریبا نشده و نمیشه. حداقل من که نتونستم حتی شکایت کنم چون گزینهای برای شکایت پیدا نکردم.
https که از اون هم راحتتره. یک نرم افزاری هست که اجراش میکنید و سایتتون رو https میکنه... تموم. چیز فنی خاصی نیست که اینو بخوایم به عنوان ممیزی اعتبار یک کسب و کار در نظر بگیریم.
نظرات مشتریان توی وب سایت ایده بدی نیست، خوبه. مشکلش اینه که هیچ کسب و کاری نمیاد بگه ماست من ترشه و نظرات بد رو توی سایتش نمایش بده. خیلی راحت با یک کلیک پاک میکنه.
این مشکل توی پیج های اینستگرامی خیلی بیشتر هم میشه!
تقریبا هیچ کدوم از اینا نیست! همون تارهای پاره و ضعیفی که گفتم هستن و نمیشه بهشون اعتمادی کرد، حتی وجود نداره...
معتبره پلتفرمیه که ما مردم میتونیم تجربه استفاده از خدمات یک کسب و کار رو اونجا ثبت کنیم. این تجربه میتونه مثبت باشه یا منفی. اما من شدیدا به شما توصیه میکنم که نظرات مثبت و تجربه مثبتتون رو ثبت کنید. اینطوری به کسب و کارهای خوب کمک میکنید تا رشد کنند. دیده بشن و بتونن دایره خدماتشون رو گسترش بدن و همزمان کسب و کارهای بدی که نظر مثبتی براشون ثبت نشده کم کم مشتری هاشون کم میشه و کاربرانشون به سمت کسب و کار های بهتر با مشتری های رضایتمند بیشتر هدایت میشن.
پس دوباره میگم: اگر از کسب و کاری ناراضی هستید. بجای اینکه برید توی معتبره ازش بد بگید، کافیه برید و از کسب و کار مشابهش که کیفیت خدمات بهتری داره و تجربه استفاده از خدماتش رو داشتید تعریف کنید! اینطوری هم به اون کسب و کار دوم کمک کردید و به فروش بیشتر سوقش دادید هم کم کم باعث کاهش فروش اون کسب و کار اول میشید و اون بیزینس متوجه میشه که باید به فکر تغییر بیفته چون اگر این کارو نکنه به زودی همه مشتری هاش رو از دست میده.
یادتون باشه. معتبره پلتفرمیه برای کمک به من و شما کاربر و استفاده کننده نهایی. پس یادتون باشه که همیشه راستشو بگید. دروغ گفتن و افترا زدن در فضای مجازی قابل پیگیریه و اگر بیزینسی از شما شکایت کنه که مطالب دروغ با هدف تخریب گفتید باید بتونید اثبات کنید دروغ نبوده.
برای همین هم هست که من تاکید میکنم بجای اینکه از بیزینس بد، بد بگید همیشه از بیزینس های خوب تعریف کنید و بیزینس بد رو به حال خودش رها کنید و با حمایت از بیزینس خوب به رشد و بزرگ شدنش کمک کنید.
دوست خوب من که تا اینجا حوصله داشتی و این مطلب رو خوندی. تو واقعا و عمیقا یکی از اعضا معتبره هستی. معتبره جنبشیه که به دنبال اصلاح و ارتقا فضای اینترنت ایرانه. Lets Upgrade The World دوست من.
من شما رو دعوت میکنم تا به عضوی فعال تبدیل بشی. هر زمان که میبینی کسی از کسب وکاری خرید کرده. ازش بخواه تا بره و نظرش رو توی معتبره ثبت کنه. تا جامعه معتبره رشد کنه. تا بزرگ بشه تا تبدیل به استاندارد بشه. تا بتونیم به هدفمون برسیم و به کسب و کارهای خوب و کوچکی که دیده نمیشن اجازه رشد بدیم. تا کسب و کارهایی که به واسطه شهرتشون دارن خون مردم رو تو شیشه میکنن حذف بشن و برن کنار. تا وب فارسی رو پالایش کنیم و اونو ارتقا بدیم.
پ.ن: لازم به ذکر هست که معتبره، نسخه بومی سازی شده پروژه TrustPilot است که ما با اضافه کردن امکاناتی در منطق بیزینس (مثل امکان اضافه کردن فروشگاههای اینستاگرامی برای حمایت بیشتر از بیزینس های داخل ایران) و رفع یک سری محدودیت ها اون رو بصورت رایگان در اختیار جامعه فارسی زبان ها قرار دادیم؛ و امیدواریم با رفتن راهی که اونا ها رفتن ما هم وب فارسی رو از شر کلاهبردارها و اسکمرها پاک کنیم و ادعایی بر خلق ایده نو در قرن ٢٢ که تقریبا همه چیز یک بار اختراع شده نداریم.
گفت احوالت چطور است/ گفتمش عالیست/ مثل حال گل/ حال گل در چنگ چنگیز مغول!
به عنوان کسی که سالیانی است در میان استارتآپهای ایرانی زندگی میکند و صبح تا شبش را به خواندن گزارشهای رشد و توسعه کسبوکارشان میگذراند، هنگامی که به طرح موسوم به «صیانت از فضای مجازی» نگاه میکنم چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم.
کار من تحلیل کسبوکار است و علیرغم فقر گزارشهای معتبر تحلیل بازار، همواره بایستی در سطح کلان به این صنعت اشراف داشته باشم. برای نوشتن این سطور ابتدا تلاش کردم همچون همیشه در میان منابع گشتی بزنم و با عدد و رقم حرف بزنم، اما احساس کردم چنان حادثه مهیب است که انگار در روز روشن بهدنبال چراغ میگردم. در ثانی نمیخواهم متن را پیچیده کنم و لذا به زبان ساده سخن میگویم.
این طرح از جنبههای مختلف آینده «ایران» و «ایرانیان» را تهدید میکند. صد البته من نمیدانم این طرح تا کجا قرار است پیش برود، کدام بندهایش تصویب میشود و در مقام اجرا چقدر به آن وفادار خواهند بود، اما آن چیزی که در مقابل چشمانم قرار دارد اگر تصویب و اجرا شود، چونان حمله مغول به سرزمینم خواهد بود.
اگر جایی دیدید نوشتهاند مگر چند نفر در استارتآپها یا «کسبوکارهای اینترنتی» مشغول به کارند یا گردش مالی آنها چقدر است بدانید طرف مقابل یا مغرض است و یا هیچ درکی از کسبوکار و اثرات زنجیرهای اقتصاد بنگاهها ندارد. بگذارید مثالی بزنم.
در یک بازارگاه آنلاین خدمات (سایتهایی که از آنها نقاش و نظافتچی و در و پنجره ساز پیدا میکنیم) میتوان گفت حدودا ۵۰ نفر افراد تحصیلکرده و متخصص صنعت استارتآپی مشغول به کار هستند. درآمد شرکت هم شاید حدوداً ۱ میلیارد تومان در ماه باشد. میدانید همین پلتفرم چه مقدار در اقتصاد نقش دارد؟ ۲۰ تا ۵۰ میلیارد تومان درآمد ماهانه نیروهای خدماتی است که بر روی همین پلتفرم در حال مبادله خدمت هستند. می دانید زندگی چند نفر متخصص وابسته به این پلتفرم است؟ از اندازه ۱۰ هزار نفر. یک مرحله بیشتر جلو برویم. یک تعمیرکار مبل که روی این پلتفرم یک پروژه ۲ میلیون تومانی گرفته است، شاید تا سه چهار برابر این مبلغ نیاز به مواد اولیه داشته باشد و باید ببینیم چند نفر دیگر در ادامه این مسیر ارتزاق میکنند. این همان اثرات زنجیرهای است که میتواند اختلال در یک شرکت کوچک که در مبداء یک زنجیره نشسته است را متصل به انبوهی از کسبوکارها کند.
از این نوع پلتفرمها در ایران دهها مورد فعال هستند. با در نظر گرفتن پلتفرمهایی نظیر دیوار و شیپور و سایتهای شخصی و صفحات فعال در شبکههای مجازی، روی هم رفته اندازه بازار آنلاین خدمات خانگی در ایران امروز را میتوان ۱ میلیارد دلار تخمین زد. اندکی کمتر از ارزش کل سهام شرکت سایپا. یا تقریبا معادل سه ماه یارانه نقدی ایرانیان. مهمتر از آن سرعت رشد خیرهکننده این بازار است که انتظار داریم با رشد حقیقی (نه اسمی) سالانه ۴۰-۵۰ درصدی همراه باشد. این بازار متعلق به اقشار با درآمد زیر متوسط کشور است و هرگونه توقف یا خللی در این رشد یعنی مواجهه با آسیبپذیرترین قشر جامعه.
برای آن که دنیای آنلاین را کلانتر ببینیم کافی است تنها به گزارش سال ۹۹ «مرکز توسعه تجارت الکترونیکی» سری بزنیم که ارزش معاملات تجارت الکترونیکی سال گذشته را ۱،۰۹۷ هزار میلیارد تومان برآورد کرده است. یعنی به قیمت روز دلار، ۴۳ میلیارد دلار. برای این که بزرگی این عدد را هم بهتر درک کنیم، این عدد تنها اندکی کمتر از متوسط ارزش سالیانه صادرات نفت ایران در حد فاصل سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۹، یعنی ۴۸ میلیارد دلار است. بگذارید فقط یک آمار دیگر بدهم. طبق همین گزارش ۷۸٪ از این بازار عظیم از طریق شبکههای اجتماعی، کالا یا خدمات خود را به مشتریان ارائه میکنند. این آمار نشان میدهد چقدر این صنعت خرد است و پراکنده و البته آسیبپذیر.
نگاهی بیاندازید به انبوه پیکهایی که در سطح شهر مشغول جابجایی کالاهایی هستند که در پلتفرمهای بزرگی چون دیجیکالا و اسنپ، تا هزاران صفحه اینستاگرامی و فروشگاههای کوچک آنلاین به فروش میرسد تا بفهمید این طرح تا کجای جامعه را نشانه گرفته است. تکتک فروشگاههای کوچک و خانگی که در اقصینقاط کشور به فروش صنایع دستی یا محصولات کشاورزی خود روی شبکههای مجازی مشغولند با این طرح، آخرین راهی که برای حفظ اقتصاد خانوار خود در این وانفسای اقتصاد بحرانزده کشور شناختهاند را در معرض خطر نابودی خواهند دید.
اکنون بگذارید به زبان سادهتر بگویم چرا این طرح میتواند چنین اثر شومی داشته باشد. آری، در هیچ کجای طرح ننوشتهاند استارتآپها را از فعالیت منع میکنند. اما اکنون توضیح میدهم چرا همه چیز نابود خواهد شد.
1. این کسبوکارهای نوپا، ذاتا در سالهای آغازین ضررده هستند و یا سود حاصله را مجبورند مجددا سرمایهگذاری کنند و در نتیجه از منظر اقتصادی توجیهپذیر نیستند. اکثر کسبوکارهای بزرگی که میشناسید در همین وضعیت قرار دارند. سرمایهگذاران اما چون میدانند پس از گذار از دوره سرمایهگذاری طولانی، سوددهی سرشاری انتظارشان را میکشد این وضعیت را تحمل میکنند. هنگامی که با چنین طرحهایی، آینده صنعت را غبارآلودهتر از آن چیزی کنیم که به صورت طبیعی هست، سرمایهها را چنان فراری میدهیم که کل قطار از حرکت میایستد.
2. این کسبوکارها نیازمند بالاترین سطح از دانش و نوآوری هستند. به هیچ وجه تصور نکنید چیزی است که میشود با نگاه از روی دست همسایه ساخت. همین دیروز ترسی که این مصوبه به درستی بر جان فعالین این حوزه انداخت چنان موج مهاجرتی ایجاد کرد که در کمال ناباوری امروز توییتی را داشتم میخواندم که چگونگی مهاجرت به بولیوی را شرح میداد.
3. یک سرویس آنلاین موفق، به دهها خرده سرویس نیاز دارد که باید بتواند در بین انواع ارائهدهندگان بینالمللی مناسبترینش را انتخاب کند. فراهم کردن این سرویسها نظیر ابزارهای زیرساخت داده، هوش مصنوعی، تبلیغات در موتورهای جستجو و ... چیزی نیست که اساسا قابل جایگزینی با سرویسهای داخلی باشد. روی کاغذ دانشِ همهچیز شاید قابل دسترس باشد (که نیست) اما در عالم واقع این سرویسهای پایه دستیافتنی نیستند که اگر بودند دو دهه تلاش برای ساخت توهماتی چون «موتور جستجوی ملی» با شکست مفتضحانه مواجه نشده بود. همین دستکاریهای یکی دو سال اخیر که باعث کندی شدید در سرویسهای بینالمللی شده (چه ناشی از تحریمهای خارجی و چه ناشی از سیستمهای چند لایه امنیت اطلاعات داخلی) به شدت هزینه تولید را بالا و بهرهوری را پایین آورده است. خلاصه کلام ایجاد هر گونه خلل جدید در ابزارهای پایه، اثرات مهلکی بر پیکره نیمهجان کسبوکارهای آنلاین داخلی خواهد داشت.
4. علاوه بر دلایل فنی، یک ریشه شکست پروژههای ملی نبود اعتماد کاربران ایرانی به حفظ حریم شخصی خود در محصولاتی (اپلیکیشنهایی) است که داخل ایران ساخته و مدیریت میشوند. ساختن یک پیامرسان چنان که دیدهایم علیرغم پایین و بالاهایی که داشت در ایران ممکن بود و نسخههای فراوانی هم ساخته شد. اما رمز جا نیفتادن آنها را در ایرادات فنی ریز یا درشت آنان نجویید. کاربر ایرانی با توجه به ذهنیت خود نمیتواند به این اپلیکیشنها اعتماد کند و از آنها استفاده نمیکند. و کیست که نداند موفقیت هر اپلیکیشنی در گرو استفاده کاربران از آن است وگرنه برجهای پر رنگ و لعاب اگر خالی از سکنه باشند چه فایده؟
ادامه دادن این لیست مثنوی هفتاد من است. اینجا میتوانید نقد تخصصی طرح را بخوانید. اما خلاصه بگویم در زمانهای که در هفتاد گوشه جهان سفره پهن کردهاند که کارآفرینان را جذب کرده و شهروند خود کنند، (کارآفرینانی که عصاره سیستم آموزشی و توسعه فردی این سرزمین هستند و ارزش هر کدام از یک چاه نفت بیشتر است) این طرح و نظایر آن از نگاه من خائنانهترین کار در حق سرزمینی است که نیاکان ما با چنگ و دندان حفظ کردهاند.

اگر یادتان باشد در گذشته تلگرام پراستفادهترین شبکه اجتماعی بین ما ایرانیها بود. اما بعد از ظهور اینستاگرام و البته فیلتر شدن تلگرام، به مرور شاهد کوچ کاربران به اینستاگرام بودیم تا جایی که امروز اینستاگرام صرفا یک رسانه برای سرگرمی نیست و بخش اعظمی از کسب و کارهای ایرانی با هدف ارتباط با مشتریان و افزایش فروش در این شبکه اجتماعی فعالیت میکنند.
همین موضوع باعث شده اهمیت پایش و رصد اینستاگرام نسبت به دیگر شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها بیشتر شود. در این مقاله میخواهیم همه چیز در مورد رصد اینستاگرام، از چیستی تا چگونگی آن را برای شما توضیح بدهیم.